همه انسان ها روزی کودک بودند اما تنها عده ی کمی کودکی خود را به خاطر دارند

۱۳ مرداد ۱۳۹۴ انگیزش , کار بازدید : 131
همه انسان ها روزی کودک بودند

همه انسان ها روزی کودک بودند

احتمالاً نقل قول تیتر فوق را در کتاب “شازده کوچولو” شنیده اید، اما آیا تا کنون برای تامل در آن لحظه ای درنگ کرده اید؟ آیا تا به حال به دوران کودکیتان گشتی زده اید و یا این آرزو که ای کاش دوباره کودک می بودم را داشته اید؟ در این مطلب تعدادی از کارهایی که در کودکی انجام می دادید و حالا نیز به عنوان یک بزرگسال باید به آن ادامه دهید ذکر شده اند.

  1. همیشه بر سر داشته هایی که اکنون بی اهمیت می شمرید بسیار هیجان زده می شدید. آیا حتی دیگر زیبایی باران هم از چشمتان افتاده؟
  2. احساسات خود را بدون هیچ ممانعتی ابراز می کردید. از سرازیری ها سر می خوردید، با سورتمه ای دست ساز از تپه ها به پایین سرازیر می شدید و برف می خوردید. آن آخرین باری که بدون وسواس فکری کاری انجام دادید کِی بود؟
  3. برای انجام کارهایی که بسیار مایل به انجام آنها بودید مبارزه می کردید. عشق به زندگی در رگهایتان فوران می کرد. 

  4. ساده ترین اتفاق خوب روز عید بود. اما حالا این اتفاقات خوب و ساده از نظر افتاده اند.
  5. روز تولدتان بهانه ای بود تا هر چقدر دوست دارید کیک و شکلات بخورید و این روز برایتان هیجان انگیزترین روز سال بود. روزی که شما متولد شدید هنوز هم باید به اندازه همان روزها برایتان شادی آور باشد. پس برای خود جشن بگیرید.

  6. اگر کسی به شما می گفت نمی توانید کاری را انجام دهید، دست به هر کاری می زدید تا به آنها ثابت کنید اشتباه می کنند. شاید بالا رفتن از درخت بهترین کار ممکن نبود اما همان اصول در زندگی امروز نیز باید پیاده شوند.
  7. هر جور کتابی را که به آن دسترسی داشتید می خواندید. آخرین باری که چیزی غیر از یک لیست انجام کار خواندید چه بوده؟
  8. هر خوراکی خوشمزه ای را تست می کردید. اگر برای صرف غذایی که دوست دارید دلی از عزا در آورید به جایی برنمی خورد. زندگی کوتاه است.
  9. آرزوهای نامحدود و تمام نشدنی داشتید. آیا یادتان می آید صبح می خواستید دامپزشک شوید و عصر آرزو می کردید کاش کاراگاه گجت می بودید؟
  10. اسب تک شاخ، بابانوءل و همه امور اسرارآمیز همه و همه برایتان واقعیت داشت. آنها هنوز وجود دارند این شمایید که آنها را فراموش کرده اید.
  11. زمان شروع کارتون ها بهترین زمان در طول روز بود. در مورد خنده چیز خاصی وجود داشت، آنقدر می خندیدید که نفس کم می آوردید. آیا آخرین باری که یک دل سیر خندیدید را به یاد می آورید؟ 
  12. از عمق جان و بدون اعتنا به دیگران آواز می خواندید. آن زمان این کار بسیار سرگرم کننده بود و حالا بسیار درمان کننده.
  13. طوری رقص و پایکوبی می کردید که انگار هیچ کس متوجه شما نیست و با این روش تمام غم ها را از خود دور می کردید.
  14. راحت می نشستید و از نقاشی هایتان لذت می بردید. آخرین زمانی که از کار خود احساس رضایت کردید کِی بود؟ 
  15. به کسانی که دوستشان داشتید علاقه تان را بارها و بارها در طول روز ابراز می کردید. زندگی کوتاه است، بگذارید کسانی را که دوستشان دارید از علاقه شما باخبر شوند.
  16. تنها دغدغه تان شام شب و ناهار ظهر و یا سفرهای کوتاه علمی بود. آیا به یاد می آورید لحظه ای آرامش داشته باشید و کمتر دلواپس امور مهم زندگی باشید؟
  17. عاشق پا برهنه رقصیدن بدون بارانی زیر باران بودید، اگر هم روز بعد مریض می شدید مهم نبود؛ استشمام بوی باران روی پوست بدن بهترین قسمت بود.
  18. لباس هایی می پوشیدید که در آنها راحت بودید و اصلاً برایتان اهمیت نداشت دیگران چه فکر می کنند. مد به خود شما بستگی داشت و نه به نظر دیگران.
  19. آنقدر دایره وار دور خود می چرخیدید که کنترل خود را از دست می دادید. آیا به یاد می آورید کنترل خود را از دست دادن و به طبل بی خیالی زدن چه حسی داشت؟
  20. اما بیشتر از همه اینکه زمان داشتید. زمان برای دوستانتان. زمان برای انجام کارهایی که دوست داشتید. زمان برای سرگرمی هایی که خیلی وقت است به فراموشی سپرده شده. هنوز هم می توانید آن زمان ها را داشته باشید، تنها کاری که باید انجام دهید ایجاد آن است.
کلمات کلیدی : , , , , , , , , , ,
:: دیدگاه خود را بیان کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *