۷ درس مهم برای موفقیت که نمی توانید در مدرسه بیاموزید

۱۱ تیر ۱۳۹۴ بهره‌وری , کار بازدید : 94

“در مدرسه ماندن، سخت کوشی، کسب نمرات عالی و دانشگاه رفتن. این کارها را انجام دهید، بالاخره یک روز موفق خواهید شد”.

این جمله بزرگترین دروغی است که در نظام آموزشی امروزه گفته می شود. این جمله فضای فکری ثابتی را برمی انگیزد که نهایتا منجر به شکست نابود کننده و نا امیدی می شود. چقدر ناامید کننده است که با انجام کارهای لازم هنوز در حال شستن ظرف های یک رستوران هستید و آنهم با دستمزدی بسیار پایین…

خوشبختانه هر کسی قادر است که به فردی موفق تبدیل شود. رهبران سرمایه گذار و کارفرمایان بی شماری وجود دارند که به خوبی پاسخگوی مکالمات تلفنیشان بوده، از راه های بسیار سخت آموزه هایی را کسب کرده و به راحتی آنها را در اختیار ما قرار می دهند.

موارد زیر را در نظر بگیرید. البته این نکات از جمله مواردی نیستند که شما در مدرسه از کلاس درس اجتماعی و از معلمتان آموخته باشید.

۱ – فراموش کردن شکست ها

بله این نقطه تاریک قسمت تحصیلات دانشگاهی است. در مدرسه به ما می آموزند که از شکست خوردن بپرهیزیم و برخی افراد به طرز وحشتناکی به دنبال آن هستند که شکست نخورند. تقلب، کپی برداری و دیگر موارد فریبکاری به عنوان نتایجی از نقاط ضعف افرادی است که از بیخود از چیزی ناراضی هستند. برخلاف باورهای عموم، شکست ها زمان بلوغ رشدی فرد رخ می دهد. افراد سرمایه گذار و کارفرمایان با این دسته شکست ها به خوبی آشنا و آگاه هستند. آنها از اینکه این دسته شکست ها را تجربه کنند نمی هراسند، آنها به محض افتادن روی زمین و شکست خوردن بلند شده و از آن درسی می آموزند. «آریانا هافینگتن» نویسنده، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی مظهر چنین عملی است. بزرگترین شکستش زمانی رخ داد که چاپ کتاب دومش توسط ۳۶ publishing houses رد شد.

۲ – برای ترس هایتان گامی بردارید

هر کسی در وجود خود از چیزی می ترسد. مهم نیست چقدر فردی مطمئن، استوار و مغرور به نظر برسد، به هرحال آنها ترس را در وجود خود دارند. آنها هم از شکست، طرد شدن و درد کشیدن مثل بقیه افراد واهمه دارند. اینکه چقدر رهبران بزرگ با هم متفاوت هستند بستگی به توانایی آنها در سر و سامان بخشیدن در موقعیت های ترس می باشد. وقتی دیگر افراد کاری راشروع می کنند، بیشتر سرگرم و درگیر نگرانی ها هستند تا خود کار. «اسکات آدامز» (هنرمند)، مدیر سایت Dilbert comic strips، در راستای بهبود هدف هایش چنین بیان می کند: « پروژه های ریسک پذیر زیادی را با دو فکر متناقض آغاز کردم: یکی اینکه این نوع کار دومی ندارد، و دوم اینکه به طور کلی کار موفقی خواهد بود».

۳ – برنامه ریزی بسیار عالی ست، اما الان از آن چشم پوشی نکنید

بخش بزرگی از دل مشغولی های بیمارگونه ی نظام آموزشی حاضر در ارتباط با آینده است. حتی اگر این دل مشغولی مستقیم نباشد، مثل نگرانی های دبیرستانی ها برای ورود به دانشگاه، هر دختری یا پسر دبیرستانی با هر آزمون موفقیت آمیز یا هر درسی که در آن رد می شوند برای آینده برنامه ریزی می کنند. این نوع عملکرد دوباره یک تفکر را تثبیت می کند که برای فرآیند و ضرورت رشد مضر است. به جای نگرانی درباره مسئله مطرح شده، در مورد پاسخی درست به تکلیف بعدی نگران شویم. سفر را باید با مقصد آن ارزش نهاد. «پیتر دراکر» از برجسته‌ترین نظریه‌پردازان مدیریت در جهان، به ما می آموزد که نگاهی بسیار عمیق داشتن به آینده اهمیتی ندارد، و ثابت قدم بودن در انجام بهترین کارها در زمان حال است که اهمیت دارد: « بهترین راه برای پیش بینی آینده خلق آن است».

۴ – از سوال پرسیدن نترسید

همیشه فردی در ردیف جلو هست که هر زمان فرصتی دست دهد سوال می پرسد، همین افراد با صحبت در مکان های عمومی هم مشکلی ندارند. برخی افراد با سوال پرسیدن وقفه ای در کلاس ایجاد می کنند. برای افرادی که به درستی مطلبی را درک نمی کنند بلند صحبت کنیم. این مسئله نیز در محیط های کاری وجود دارد. کارکنان بسیار زیادی به خاطر ناتوانی هایشان در بلند صحبت کردن باعث گیج شدن دیگر افراد می شوند. بهترین حس آنها در تجارت این است که صحبت هایشان شنیده شود و سوالاتشان ارزشمند تلقی شود. پس سوال بپرسید و اگر لازم بود بلند حرف بزنید.

۵ – اگر فکر می کنید کاری ارزشش را دارد، آن را انجام دهید

نظام مدرسه ای ما برای بیشتر بخش ها آنچه را که باید یاد بگیریم، به ما دیکته می کند. این کار متاسفانه ما را از دنبال کردن علایق مان ناتوان می سازد، چرا که برنامه آموزشی دیکته شده توسط مدرسه ما را در قید و بندها درگیر می کند. موفق ترین و باهوش ترین افراد در دنیا اشتیاق شان را دقیق و تیز کرده اند. «توماس ادیسون» کسی که دفعات بی شماری شکست خورد و تقریبا در سن جوانی توسط بیماری مخملک از دنیا رفت، وی اجازه نداد این بیماری جلوی اختراعات او را بگیرد. او پس از اختراع بزرگش از دنیا رفت بدون توجه به اینکه چگونه از دنیا رفته باشد می بینیم ۱۰۰۰ نفر قبل از اختراع لامپ برای به ثبت رساندن این اختراع تلاش کرده اند. همین اتفاق هم برای شما صورت می گیرد، هیچ کس به تایید دیگران نیاز ندارد مگر اینکه خودتان به دنبال آن باشید. اگر فکر می کنید کاری جالب است، شغلی جذاب است یا پروژه ای گیراست، برای انجام آن اقدام کنید. افرادی که شما را حمایت نمی کنند را فراموش کنید. ممکن است شکست بخورید اما همانطور که در قبل گفتیم شکست شروع بلوغ فکری است.

۶ – صبر و شکیبایی داشته باشید

بسیاری از معلمان واقعا در نشان دادن عکس العمل ها، عالی عمل می کنند، اما همین می تواند به عنوان مانعی بزرگ تلقی شود. این کار برای مثال می تواند نتایج استثنایی را به بار آورد، نتایجی که منجر به عدم موفقیت در دنیای تجارت می شود. امور به کندی رخ می دهد. دلیل اصلی آن افرادی است که دست از تلاش در تمام عرصه های زندگی برداشته فقط به خاطر اینکه گام نهادن در مسیر آرزوهایشان به کندی پیش می رود. آنها با یک حرکت میلی متری در طول سال نقش زمین می شوند، چرا که انتظار حرکت و جهشی کیلومتری داشته اند. دل مشغولی به آینده باعث می شود که این افراد به این نکته تکیه کرده و دچار شکست شوند. افراد موفق تنها روی نقطه ی پایان تمرکز نمی کنند، اما تمرکزشان بیشتر روی فاصله شان تا رسیدن به نقطه هدف گذاری شده است. برای مثال «جیم کری» هنرپیشه و کمدین کانادایی-آمریکایی و خانواده اش، در دورانی به علت بیکاری پدر و مادرش مثل بی خانمان ها در واگن زندگی می کردند. اگر «جیم» صبوری نمی کرد و باور نداشت که روزی به کمدین بزرگی تبدیل می شود، ما هرگز درخشش این فرد را در عرصه سینما نمی دیدیم.

۷ – بزرگی را در دیگران ببینید، نه فقط در خود و آنهم مقابل آیینه

در دوران مدرسه از کارهای گروهی متنفر بودیم، و اصرار داشتیم اجرای کار بر اساس خواسته ما انجام شود. احتمالا طرز فکری اشتباه وجود دارد که می گوید افراد تاجر موفق و باهوش ذاتا خودخواه هستند. درحالیکه در میان تعداد کمی از شرکتها که با همکاری افراد کار را پیش می برند اجازه نمی دهند یک تخم مرغ گندیده بقیه تخم مرغ ها را خراب کند. افراد با استعداد همچنین بسیار محبوب هستند، چرا که توانایی آنها به دیگران کمک می کند که به راحتی کارشان بدرخشد. آنها به راحتی سخت کوشان، فعالان و کسانی که زندگی سراسر صبر و شکیبایی را دنبال می کنند را شناسایی می کنند. و دیگر اینکه افراد موفق همیشه به افرادی که به نظر از آنها بهتر هستند کمک می کنند. آنها به دنبال کسب تایید از طرف دیگران نیستند، ایده های دیگران را نمی دزدند و به کسی نامردی نمی کنند یا برای پیشرفت کردن از نردبان دیگران بالا نمی روند. «دیل کارنگی» نویسنده و سخنران، به عنوان کار آفرین موفق، کسی که به واسطه بهترین فروش رمان اش به نام چگونه دوستان خود را ببریم و در مردم نفوذ کنیم؟ رفاقت را در محیط کاری وسعت بخشید و نمونه بارزی از این دست می باشد.

طی دوران مدرسه موارد مفیدی را آموخته ایم، اما این موارد همیشه نیازمند کشف و شهود در مسیر رسیدن به بهترین نقطه بوده است. با انجام موارد لیست شده در بالا مواردی که متاسفانه در طی دوران مدرسه از آنها نام نمی برنند را می توانید فرا بگیرید.

شنیدن صدای زنگ آخر نوید به پایان رسیدن یک برنامه کلاسی را می دهد، اما نه پایان برنامه یادگیری را.

در واقع این اول مسیر یادگیری است.

کلمات کلیدی : , , , , , , , , , ,
:: دیدگاه خود را بیان کنید

یک پاسخ به “۷ درس مهم برای موفقیت که نمی توانید در مدرسه بیاموزید”

  1. AbolfazlSmn گفت:

    در هفتمین مورد من شنیدم “دیل کارنگی” یک کتاب موفق هم نوشته اسم کتاب چه بوده؟
    مقاله ی قشنگی بود یاد دوران مدرسه بخیر.این فرصتی که دانش آموزانی این مقاله رو میخونند پیشرفتی برای آنها باشد.موفق باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *