نتایج شگفت‌انگیز، زمانی که به کودکان اجازه می‌دهید کارهای خطرناکی انجام دهند

۲۳ فروردین ۱۳۹۴ خانواده , سبک زندگی بازدید : 85

نتایج شگفت‌انگیز، زمانی که به کودکان اجازه می‌دهید کارهای خطرناکی انجام دهند

وقتی که من بچه بودم، ما کارهای ترسناک و خطرناک بسیاری انجام می‌دادیم! این شیوه، راه کاوش ما در جهان و آشنا شدن با نحوه ی مذاکره با آن ها و زنده بیرون آمدن از آن بود. در این مقاله به ۱۰ کار برتر خطرناک و البته مورد علاقه ی بسیاری از کودکان می پردازیم. این کارها از تجربه ی شخصی خودم و همچنین کتاب Gever Tully  در خصوص ۵۰ کار خطرناکی که شما باید اجازه دهید تا بچه‌هایتان انجام دهند، الهام گرفته شده‌اند.

اگر فکر می‌کنید کاملاً غیر مسؤولانه رفتار می‌کنم، اجازه دهید روشن کنم مهم‌ترین درس همه ی این ها این است که اجازه دهیم بچه ها با خیال راحت جهان را تجربه کنند. هدف این است که اجازه دهید آن ها اعتماد به نفس خود را به دست آورده و در نتیجه هر گونه خطر را به حداقل برسانند.

 

۱ – من اجازه می‌دهم تا بچه‌هایم از درخت بالا بروند.

بسیاری از والدین بالا رفتن از درخت را ممنوع کرده‌اند. آن ها می‌گویند که ممکن است سقوط کنید و پایتان بشکند. اما این کار، از تجارب لذت بخش من در دوران کودکی بوده است. در واقع، برادر من یکی از بزرگ ترین درخت نوردهای مدرسه‌ی ما بود. من آن درختان بزرگ چنار نزدیک زمین هاکی را به یاد دارم. اما یک روز فاجعه ی بدی رخ داد. او به زمین افتاد و بیهوش شد. به بیمارستان رفت، اما هیچ استخوانی نشکست، همه چیز خوب بود. نتیجه این بود که بالا رفتن از درخت برای همیشه در مدرسه ی ما ممنوع شد!

اما این اتفاق ما را متوقف نمی‌کرد. یک درخت زالزالک در انتهای باغ ما بود و درختان شگفت انگیز دیگری در خانه ی مادر بزرگ وجود داشت.

برای کودکان، ماجراجویی‌های زیادی در حین بالا رفتن از درخت به وجود می آید. آن ها در این فعالیت، هماهنگی را یاد می‌گیرند، بسیاری از فعالیت های عضلانی را انجام می دهند و با احساس شادی مضاعفی که پس از انجام ورزش به دست آورده اند، موفقیت را احساس می کنند. آن ها می‌توانند یاد بگیرند که چگونه تعادل خود را حفظ کنند و در مورد ظرفیت تحمل وزن شاخه‌ها نیز قضاوت خواهند کرد. آن ها همچنین در مورد گرانش و محاسبه ی پرش‌ها، اطلاعات زیادی را به دست خواهند آورد.

 

۲ – من اجازه می‌دهم بچه‌هایم به تنهایی با مترو سفر کنند.

چرا فکر می‌کنید Lenore Skenazy «بدترین مادر جهان» نامیده شد؟ به این دلیل که او اجازه داد بچه ی نه ساله‌اش به تنهایی با مترو سفر کند. او نویسنده ی کتابی به نام «محدوده ی آزاد کودکان» و هم‌چنین میزبان نمایش تلویزیونی خود، به نام «بدترین مامان جهان» است.

او احساس می‌کند که کودکان ما از آن چه که والدین فکر می‌کنند، به شدت امن‌تر و دقیق‌تر هستند. او همچنین می‌گوید که در دهه ی ۷۰، نرخ جرم و جنایت کمتر از الان بوده است اما در حال حاضر، نسبت ترس به دلیل اشباع رسانه‌ها، سر به فلک گذاشته است.

بدیهی است، شما باید به یک کودک در مورد خطرات ناشی از تنهایی سفر کردن آموزش دهید و مطمئن شوید که آن ها می‌دانند چه کاری انجام دهند. این امر به سن کودک، شخصیت آن ها و جایی که زندگی می‌کنید، بستگی دارد.

 

۳ – من اجازه می‌دهم تا بچه‌هایم تنها راه رفتن را یاد بگیرند.

در حال حاضر تبلیغات زیادی از زمین خوردن فرزندان‌مان زمانی که یاد می‌گیرند راه بروند، می‌بینیم! باید بدانیم که خطر گاهی از کنترل افراد خارج می شود. این جمله که «کودک نباید سقوط کند»، دیدگاه اشتباهی است. زمین خوردن بخش مهمی از فرایند یادگیری است. هنگامی که یک کودک راه رفتن را می‌آموزد، فقط نیاز دارد تا والدینش آن جا باشند. هیچ چیز دیگری لازم نیست. او باید یاد بگیرد که از زمین خوردن و اشتباهاتش تجربه کسب کرده و آن ها را تکرار نکند.

 

۴ – من اجازه می‌دهم بچه‌هایم بازی کنند.

بسیاری از والدین مدرن بیش از حد برای کودکانشان برنامه‌ریزی می‌کنند. آموزش یوگا، پیانو و حتی زبان چینی! همه ی این ها زمان نرمال بودن، جست و خیز کردن و بازی با دیگر بچه‌ها را از کودکانمان می گیرد. این فعالیت‌ها در مورد کنترل یادگیری ضروری است و به نوبه ی خود گرفتن آن ها از کودک، باعث از دست رفتن یادگیری های جمعی می‌شود.

 

۵ – من اجازه می‌دهم بچه‌هایم با قیچی و چاقو بازی کنند.

پدر و مادر مدرن هر چیز خطرناکی را قفل می‌کنند. من تا زمانی که جوان بودم یک چاقوی کوچک جیبی داشتم و بارها نیز خودم را زخمی کردم. درس‌هایی نیز از آن آموختم. یادگیری استفاده از ابزار، چاقو و ادوات، به بچه‌ها در مهارت‌های دستی کمک می‌کند. اگر آن ها هرگز اجازه ی دست زدن به این ابزار را نداشته باشند، هرگز فرصتی برای یادگیری نخواهند داشت.

بهترین راه‌ حل این است که آن ها را فورا منع نکنیم و اجازه دهیم بچه‌ها آن ها را تحت نظارت ما اداره کنند. بنابراین می‌توانند در مورد خطرات، چیزهای زیادی را یاد بگیرند.

Rosemary Strembicki معتقد است: «در ترس بودن ما و مدام مراقب آن ها بودن، بیش از خطرات احتمالی برای کودکان خطرناک بوده و به آن ها صدمه می زند. این کار بیش از حد به آن ها، این پیام را می‌فرستد که قادر به انجام کارها نیستند. کودکان با وجود سن کم، به طور کامل این پیام‌ها را دریافت می‌کنند.»

 

۶ – من اجازه می دهم تا بچه‌هایم همه چیز را از هم جدا کنند.

هنگامی که لوازم قدیمی را در گاراژ نگه می‌دارم، به بچه‌هایم اجازه می‌دهم تا آن ها را به قطعات کوچک تری تبدیل کنند. یادگیری چگونگی استفاده از پیچ گوشتی، چکش و انبردست؛ یک راه عالی برای ایجاد انگیزه در بچه ها و داشتن بچه‌هایی چالاک‌تر است. فرصت‌های یادگیری بسیار جذاب هستند، چرا که حس کنجکاوی را در مورد چگونگی انجام دادن کارها ایجاد می‌کنند. هم‌چنین این کار، آن ها را تشویق می‌کند تا به من کمک کنند و وسایل را در خانه درست کنم. در حال حاضر این کارها هرگز در مدرسه تدریس نمی‌شود.

«مارک تواین» می گوید: «من هرگز اجازه نمی‌دهم تحصیل در مدرسه، با آموزش‌های من تداخل داشته باشد.»

 

۷ – من به آن ها اجازه می‌دهم تا اطراف آشپزخانه را به هم بریزند.

تشویق کردن بچه‌ها به آشپزی، باعث می‌شود در بزرگسالی زندگی خوب تری داشته باشند. آشپز خوب همیشه محبوب است و به راحتی دوست پیدا می‌کند. بله، می‌دانم که باعث می‌شود آشپزخانه کمی کثیف شود، اما بهتر است در کنار این عیب، همه ی مزایای آن را نیز ببینید:

  • اعتماد به نفس و عزت نفس ایجاد می‌کند.
  • انگیزه را افزایش می‌‌‌دهد.
  • در مورد غذاها و مواد مغذی سالم اطلاعات کسب می کنند.
  • از خطرات مرتبط با اجاق گاز، فر و سایر لوازم بیشتر آگاه می‌شوند.
  • آن ها تمایل بیشتری دارند غذای جدیدی که خودشان درست کرده‌اند را امتحان کنند.
  • آن ها درگیر خرید، برنامه‌ریزی و تمیز کاری می‌شوند.
  • آن ها با این شیوه، از بازی‌های کامپیوتری و تلویزیون فاصله می گیرند.
  • برای ارتباط با والدین بسیار عالی است.

 

۸ – من به بچه‌هایم اجازه می‌دهم تا شکست بخورند.

وقتی که می‌بینم بچه‌هایم گند می‌زنند، دخالت نمی‌کنم، مگر این که یک مسأله ی ایمنی و یا خطرناک وجود داشته باشد. فکر نمی‌کنم این برای والدین بد باشد. در مقابل، این یک راه بسیار خوب است تا به آن ها اجازه دهیم ناامیدی، سرخوردگی، انعطاف‌پذیری و بالاتر از همه پشتکار را در آینده بهتر تجربه کنند. بسیاری از والدین محتاط، هرگز اجازه نمی‌دهند بچه‌ها این دروس ضروری زندگی را تجربه کنند.

 

۹ – من به آن ها اجازه می‌دهم تا آتش درست کنند.

جمله ی بسیاری از والدین این است که «با آتش بازی نکن!». اما بچه‌های من این کار را می‌کردند و در این زمینه، Bear Grylls، ماجراجوی تلویزیون انگلستان، نیز با من موافق است. او چیزهایی مانند روشن کردن آتش و دیگر مهارت های زنده ماندن را به عنوان بخشی از برنامه آموزشی مدرسه‌ها در انگلستان قرار داد.

Bear Grylls می گوید: « بچه‌ها را با کارهای خطرناک آشنا کرده و به آن ها راه های پیشگیری و مقابله با آن خطرات را نیز آموزش دهید. آن ها را توانمند ساخته و به آن ها بگویید که چگونه و با خیالی راحت، از بروز خطرات جلوگیری کنند.»

 

۱۰ – من اجازه می‌دهم بچه‌هایم انواع بازی ها را انجام دهند.

بسیاری از بچه‌ها هرگز حومه ی شهر را نمی‌بینند. آن ها هیچ‌وقت تماس واقعی با طبیعت نداشته‌اند. چیزهایی مثل صید ماهی، گره تساوی، کمپینگ و قایقرانی پایین رودخانه، بالا و پایین رفتن از تپه و بسیاری از هیجانات موجود در طبیعت، فعالیت‌های فوق العاده ی دوران کودکی هستند. اعتماد ملی در انگلستان، لیستی از ۵۰ کار که بچه‌ها می‌توانند قبل از رسیدن به سن دوازده سالگی انجام دهد، را منتشرکرده است. این امور نیز در ۵۰ مورد فوق وجود دارد و بسیار به انجام آن ها توصیه شده است.

به نظر می‌رسد بسیاری از کودکان بیش از حد محافظت شده و برای کارهای آنان برنامه‌ریزی می‌شود. آن ها به ندرت اجازه دارند امتحان کنند، مشکلات را به تنهایی حل کنند و با موانع و شکست روبرو شوند. این کار والدین، یک پیام بسیار نگران‌کننده به کودکان ارسال می‌کند. آن ها کم کم درک می‌کنند که نمی‌توانند هیچ کاری را خودشان انجام دهند؛ زیرا آن ها اجازه نداشته‌اند کاری انجام دهند و در نظر آن ها، جهان بسیار خطرناک است.

آیا می‌خواهید والدین خوبی باشید؟

پس اجازه دهید تا بچه‌هایتان برخی از فعالیت‌های گفته شده را انجام دهند. وقتی نتیجه ی این کار را ببینید، به شدت غافلگیر خواهید شد، همان‌طور که من شدم.

کلمات کلیدی : , , , , , , , , , , , , , , ,
:: دیدگاه خود را بیان کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *