اگر می خواهید نوازنده و یا موسیقیدان معروفی بشوید، به این نکات دقت کنید

۲۳ اسفند ۱۳۹۳ اوقات فراغت , بهره‌وری , سبک زندگی , کار بازدید : 201

اگر می خواهید نوازنده و یا موسیقیدان معروفی بشوید، به این نکات دقت کنید

من خیلی خوش شانس بودم که در سنین کودکی و نوجوانی پیانو و کیبورد را یاد گرفتم. ۶۰ سال از آن زمان گذشته است و من هنوز می توانم بنوازم. اما افراد زیادی را می شناسم که یادگیری یک ساز موسیقی را شروع کرده و خیلی سریع و راحت آن را رها می کنند. دلیل اصلی آن می تواند این نکته باشد که این افراد نمی دانند درگیر چه کاری شده اند، چه تعهدی برای این کار لازم است و بالاتر از همه، انتظاراتشان بیش از اندازه است. در نتیجه خودشان را سرزنش کرده و شگفت زده می شوند که کجای کار اشتباه بوده است. آن ها از این که پیشرفت زیادی نکرده اند، ناراحت و غمگین شده و یادگیری را رها می کنند. فرقی نمی کند ساز بادی، زهی و یا کیبورد باشد، دلایل کنار گذاشتن در همه ی آن ها یکسان است. در این مقاله به ۱۰ مورد اصلی که باعث کناره گیری از آموزش ساز می شود، اشاره شده است.

۱- به سختی تلاش می کنید، اما پیشرفتی که انتظار دارید به دست نمی آورید. در نتیجه آن را رها می کنید.

اگر فرد بالغی هستید، باید بدانید که پشتکار به تنهایی کافی نیست. شاید به این دلیل پیشرفتی نمی کنید که از تجارب، اشتباهاتتان و نحوه ی حل آن ها در حین آموزش درس نگرفته اید. از این منظر، نسبت به یک کودک در حال یادگیری برتری دارید. یک فرد بزرگسال می تواند با استفاده از پشتوانه ی حافظه و منطق، گام ها و نت ها را فرا بگیرد. بر اساس مقاله ی منتشر شده توسط “کی رولستون”(K. Roulston) با نام مجله بین المللی فراگیری موسیقی(The International Journal of Music Education)، می توانید از حافظه ی خود استفاده کرده و به روند پیشرفتتان سرعت ببخشید.

۲- زیاد تمرین می کنید، اما از ارتکاب اشتباهات زیاد می ترسید و تسلیم می شوید.

بزرگسالان خودآگاه هستند و به این مسأله واقف می باشند که توان ذهنی آن ها با گذشته قابل قیاس نیست. آن ها حس می کنند که هماهنگی ضعیف تری بین انگشتان دستشان داشته و از توانایی های کمتری در بازوها، لب، شنوایی و حتی آگاهی برخوردارند. این مسأله که بزرگسالان با چالش بیشتری رو به رو هستند، قابل انکار نیست؛ اما به نظر می رسد مشکل اصلی، خودآگاهی بیش از اندازه، نسبت به اشتباهات می باشد. اگر این افراد نسبت به این مورد کمتر حساس باشند، پیشرفت بیشتری در کارشان حاصل می شود. اگر در این مورد کمی کودکانه رفتار کنند و به فرآیند پیشرفت و زمان آن زیاد دقت نکنند، کمک بزرگی به خود خواهند کرد، زیرا ترس از شکست و یا اضطراب، برای کودکان تعریف خاصی ندارد و مشکل بزرگی نیست.

۳- شما مدرس خود را دوست دارید، ولی او به اندازه ی کافی به شما انگیزه نمی دهد و تسلیم می شوید.

“آرتور روبنستین”«Arthur Rubenstein» می گوید: « شخصی بعنوان مدرس برجسته وجود ندارد، بلکه هنرجوی برجسته وجود دارد.»

اگر معلمتان به اندازه ی کافی مشوق شما نیست، مدرس دیگری بیابید. من در سن ۱۷ سالگی مدرسی داشتم که روز به روز هم بدتر می شد. اصلاً از او خوشم نمی آمد و خیلی دلتنگ معلم قبلی خود شده بودم. در نتیجه اصلاً تمرین نمی کردم. نقطه ی اوج این جریان وقتی بود که او به من گفت به اندازه ی کافی مطالعه نکرده ام و نمی توانم در امتحان شرکت کنم. من عصبانی شده، در را به هم کوبیدم و تا یک هفته ی بعد از آن، شدیداً عصبانی بودم. اما این مسأله برای من یک نقطه ی عطف بود. شروع به تمرین کردم و امتحان را با نمره ای عالی قبول شدم. خیلی احساس غرور می کردم و برای تحصیل در زمینه ی ساز کیبورد به راه خود ادامه دادم.

پس اگر شما هم در همین شرایط قرار دارید، کارهایی که باید انجام دهید به این شرح است. اگر مدرستان به اندازه ی کافی شما را تشویق نمی کند و به شما اعتماد به نفس نمی دهد، باید در این رابطه با او صحبت کنید. شما به همدردی و حمایت بیشتری نیاز دارید. در یک انجمن مربوط به هنرجویان بزرگسال موسیقی، مدرسان معمولاً می پرسند که چرا بزرگسالان نمی توانند یاد بگیرند؟ پاسخ قطعاً این است که چرا معلمان نمی توانند به بزرگسالان آموزش دهند؟ این مسأله یک جاده ی دو طرفه است و باید در گرفتن تشویق کافی و متد آموزشی مناسب برای سبک یادگیری شما، توازن برقرار باشد.

نکته ی دیگری که بسیار مهم می باشد این است که شما باید به هدف خود نگاه کنید و به شرایط موجود به عنوان سدی در مقابل هدف توجه نکنید. شاید برایتان جالب باشد که بدانید “ولادمیر هارویتس” «Vladimir Horowitz»، پیانیست نام آور روسی، وقتی در نیویورک در سال ۱۹۲۸ اجرا داشت، آن چنان مورد تشویق قرار نگرفت و منتقدان او را هنرمند اما از لحاظ موسیقیایی ضعیف خطاب کردند.

۴- تئوری های زیادی را بررسی می کنید که سرانجام مشخصی ندارد و در نتیجه کار را رها می کنید.

اکثر هنرجویان بزرگسال دوست دارند ویولن، شیپور یا کر را به صورت یک جا و در قالب یک کتاب یاد بگیرند. آن ها برای تمام فرآیندهای حرکتی مثل تماس، کنترل بدن و حس فیزیکی که عوامل اصلی یادگیری در هر وسیله ی موسیقی هستند، آماده نمی باشند. از آن جایی که یادگیری در سنین کم، یک فرآیند فیزیکی است(learning any musical instrument)؛ کودکان راحت تر می توانند این کار را انجام دهند. اما بزرگسالان این موارد را فراموش کرده اند و همه چیز را با کلمات، منطق و دلیل جایگزین کرده اند. یک مدرس خوب به افراد بزرگسال کمک می کند تا حس فیزیکی و صداهایی که تولید می کنند را بهتر بفهمند. این مسأله در مورد هر وسیله ی موسیقی مثل ویولن یا گیتار کارساز خواهد بود اما برای پیانو، ممکن است کمی سخت تر باشد.

گاهی کودکان کم سن و سالی را می بینیم که بسیار شگفت انگیز می نوازند و همه را تعجب زده می کنند. در این میان می توان به “آرتور بندتی”(Arturo Michelangeli Benedetti)، پیانیست با استعداد و بحث برانگیز ایتالیایی اشاره کرد. او از دانشگاه میلان”Milan Conservatory” در سن ۱۳ سالگی فارغ التحصیل شده است.

۵- هفته ای یک بار تمرین می کنید، اما پیشرفتی در کارتان نمی بینید. بنابراین بی خیال آن می شوید.

شاید با خود فکر کنید که یک بار در هفته برای تمرین موسیقی کافی باشد، اما باید بدانید که اگر می خواهید در زمینه ی موسیقی فرد موفقی بشوید و به یک نوازنده و یا موسیقیدان معروف و خوب تبدیل شوید، باید برای چندین بار تمرین در هفته برنامه ریزی کنید. هیچ راه میانبری برای یادگیری یک قطعه موسیقی وجود ندارد، این کار فقط به چندین ساعت تمرین نیاز دارد. بهترین کار برای رسیدن به این هدف، این است که یک ساعت مخصوص را برای تمرین موسیقی در نظر گرفته و هر روز یا هر دو روز یک بار در همان ساعت به تمرین پرداخته و به آن پایبند باشید.

۶- اولین قطعه ی موسیقی تان را می نوازید، اما هیچ تعریف و تمجیدی از دوستانتان نمی شنوید. پس آن را رها می کنید.

به کاری که “جوشا بل”(Joshua Bell) معروف ترین ویولن زن جهان، که در ایستگاه مترو واشنگتن انجام داد نگاه کنید. او تصمیم گرفت یک اجرای خیابانی داشته باشد و بداند که آیا مردم در شرایط پر سر و صدا به موسیقی او گوش می دهند یا خیر. او این کار را انجام داد و متوجه شد که از ۱۰۹۷ نفری که از مقابل او گذشتند، فقط ۷ نفر برای گوش دادن به موسیقی او توقف کردند. اما او از این مسأله دلسرد نشد و بنابراین به تمرین خود ادامه داد. شما هم باید به این مسأله توجه کنید. اگر پس از نواختن موسیقی کسی شما را تشویق نمی کند، بهتر است دلسرد نشده و به کار خود ادامه دهید. باید به هدف خود فکر کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید. حتی شاید لازم باشد به دوستانتان گوشزد کنید که یادگیری یک وسیله ی موسیقی، ممکن است سال ها طول بکشد. بنابراین شاید باید آن ها بیشتر قدردان شما باشند.

۷- قصد دارید خیلی عالی اجرا کنید، اما با بی دقتی تمرین می کنید.

باید سطح انتظاراتتان را پایین آورده و تمرکز خودتان در حین تمرین را افزایش دهید. به همین سادگی. به کارهایی که موسیقیدان های برجسته برای موفقیت انجام داده اند، بنگرید و آن کارها را انجام دهید. نباید مانند برخی از افراد بخواهید که یک شبه به هدف برسید. “موریسیو پولینی”(Maurizio Pollini) پیانیست فوق العاده با استعداد، به دلیل آن که احساس می کرد باید از لحاظ هنری پیشرفت کند، ۶ سال اجرا را کنار گذاشته بود. اگر یادگیری و تمرین را به صورت همزمان انجام می داد  شاید به نتایج بهتری می رسید.

تمرینات مداوم و مطالعه ی همیشگی پیرامون آن، همیشه ثمر بخش خواهد بود. “انریکو بایانو”(Enrico Baiano)، نوازنده ی معروف چنگ، در مصاحبه ای عنوان کرد(intelligence and concentration) که «وقتی که یک قطعه را به خوبی مطالعه می کند، هنگامی که باید آن را دوباره اجرا کند، نیاز به بازبینی کمتری دارد، حتی اگر سال ها از آن گذشته باشد. وی در مقام یک مدرس موسیقی، همیشه به هنرجویانش توصیه می کرد که با هوش و تمرکز کار کنند. تمرین ها زودگذر هستند. او یادآوری می کرد که شب هایی وجود داشت که هیچ چیز را نمی توانستم درست انجام دهم و زمان هایی هم بود که همه چیز عالی می شد. قطعه ی زیبایی را می نواختم که تمام روز مرا سر حال می کرد. وقتی خوب تمرین می کردم، تمام دنیای من از آن تأثیر می گرفت.»

۸- تکنیک های خود را به اندازه ی کافی ارزیابی نکرده و احساس نارضایتی می کنید.

وقتی موسیقیدان ها می فهمند که نمی توانند یک قطعه را آن طور که می خواهند، بنوازند، شروع به ارزیابی تکنیک های خودشان می کنند و به آن بعنوان یک تمرین حل مسأله نگاه می کنند. بدین معنی که سرعت شان را پایین آورده و قطعه به قطعه کار می کنند. شاید مسأله ی اصلی در مورد جاگیری انگشت ها، کنترل نفس و یا تکنیک خم شدن انگشت ها باشد. در این موارد لازم است به شدت به تمرین پرداخته و کم کم قسمت اصلاح شده را به کل قطعه اضافه کنند و سپس آن را به فرم ایده آلی که باید باشد، در آورند. موسیقیدان های مسن تر، بیشتر با مسأله ی خستگی و استقامت درگیر بوده و نیاز به وقفه ی بیشتری برای استراحت دارند. باید دریابید که چه روندی مناسب شماست و سپس با آن همراه شوید. این روال ها همیشه برای رسیدن فرد به هدف کمک خواهند کرد.

۹- زیاد تمرین می کنید، اما به طور مؤثر و بهینه از زمان استفاده نمی کنید.

درباره ی میزانی که باید تمرین داشته باشید، در بالا صحبت شد؛ اما لازم است تا در این قسمت به نحوه ی ساماندهی کردن آن ها بپردازیم. این موارد توسط متخصصان بسیار توصیه شده است. همانند زمانی که به باشگاه ورزشی می روید، باید از قبل خودتان را گرم کنید. از همان ابتدا به سراغ قسمت های سخت نروید. در ابتدا قطعه ای که آسان و در عین حال کمی هم فرح بخش باشد، بنوازید. این گونه نسبتا آرام شده و با راحتی بیشتری می نوازید. دوره ی گرم کردن و آماده سازی، باید حدود ۵ دقیقه طول بکشد. سپس تا انرژی داشته و هوشیار هستید، به سراغ قسمت های سخت قطعه بروید. باید قادر باشید هرگاه از این بخش ها عبور کردید، چندین بار بدون اشتباه آن ها را بنوازید تا بتوانید آن را یاد گرفته شده تلقی کنید. می توانید همچنین روی گام ها تمرین کنید، اما سعی کنید آن ها را با چند ریتم خوب جالب تر کنید. به این ترتیب لذت بخش تر شده و درعین حال چند قطعه ی جدید را می توانید آزمایش کنید. در نهایت با یک قسمت فرح بخش، کارتان را به اتمام برسانید و یا اگر خسته نیستید، یک قطعه ی جدید را امتحان کنید.

۱۰- انگیزه ی شما بعد از مدتی تحلیل می رود.

چه طور می توان با انگیزه باقی ماند؟ اشتیاق اولیه ی خود را هنگام شروع این کار به یاد می آورید؟ حسی عجیب و شگفت انگیز در دستیابی به موسیقی، شوق یک پیشکسوت شدن و فراتر رفتن از یک شنونده ی صرف در این تجربه ی جادویی وجود دارد. می دانید که به راه پر ریسکی وارد شده اید و این جا است که نقش مدرس در تشویق شما برای دلسوز و با ملاحظه بودن مشخص می شود.

اهداف معقولانه برای خود قرارداده و آن ها را به اهداف کوچک تری تقسیم کنید تا کاملا بر روند پیشرفتتان احاطه داشته باشید. هر چه بیشتر به قطعات موسیقیدان های برجسته گوش دهید و در مورد آهنگ سازان، کنسرت هنرمندان و مشکلاتی که آن ها با آن رو به رو بوده اند، بخوانید بیشتر موسیقی را در می یابید.

حتما چند نقل قول الهام بخش در مورد موسیقی، بالای ساز و یا گوشه ای از اتاقتان که در آن به تمرین می پزدازید، داشته باشید. به خود یادآوری کنید که در مسیری طولانی قرار گرفته اید و قرار نیست به این زودی ها در تالارهای مشهور اجرا داشته باشید.

 

تجربه های خود را در این زمینه برای ما بنویسید. حتما تجربه های شما برای دیگران درس است.

 

کلمات کلیدی : , , , , , , ,
:: دیدگاه خود را بیان کنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *